مير محمد اشرف حسينى عاملى ( سبط علامه ميرداماد )
99
فضائل السادات يا برترى خاندان رسالت و امامت ( فارسى )
حل بهتر است و تكلّف ندارد مثل آن حل ، و سخنها در تحسين اين نمودند ، و به مراتب چند كشيد كه گفتنش ضرور نيست كه باعث توهّمى مىشود . و از قبيل است آن كه روزى مرحمت و غفران پناه فضائل آثار ، علّامى ملا محمّدشفيع خلف ملّا محمّدعلى استرابادى رحمهما اللَّه تعالى نزد داعى آمدند و گفتند : حديثى دارقطنى كه از اهل سنّت است نقل نموده ، و مضمون آن حديث اين است ، چون عبارت آن را خواندند ، گفتند : بر من مشكل شده . والحال بيانش آنچه در خاطرم مانده اين است ، كه حضرت رسول صلى الله عليه و آله فرمودند : كه اگر حضرت فاطمه عليها السلام به حدّ نصاب قطع يد سرقت نمايد قطع يد او خواهم نمود ، حضرت فاطمه عليها السلام دل گير شد ، بعد از آن بر حضرت رسول صلى الله عليه و آله شرف نزول يافت ، كه اگر تو شرك بورزى حبط عملت مىشود ، البتّه حضرت رسول صلى الله عليه و آله دلگير شد ، بعد از اين معنا اين آيه شرف نزول يافت كه ( لَوْ كانَ فِيهِما آلِهَةٌ إِلَّا اللَّهُ لَفَسَدَتا ) بعد از اين معنا هر دو خوشحال شدند ، آيا سبب شادمانى ايشان بعد از نزول اين آيه چه باشد ؟ و چه ربط است آن را بر شادمانى ؟ داعى را فوراً با عدم استماع اين حديث سابقاً كه الحال نيز اصل عبارت اين حديث در نظر نيست ، و كتابى كه اين حديث در آن هست در دست نيست ، به خاطر رسيد كه آيه تنبيه بر اين شايد بوده باشد كه بعنوان شرطيه اين نحو مخاطبه و مكالمه غمى ندارد نسبت به خود در اين مقام شريك قرار دادهام تعليق محال بر محال است ، و من هم با شما بعنوان شرطيه شريكم ، لهذا ايشان خوشحال شدند . بعد از آن كه مشار اليه از داعى اين را شنيد او نيز خوشحال شد ، و گفت : مرا از فكر خلاصى نموديد ، و تحسين بسيار نمود ، و گفت فوراً به خاطر شما عجب